دل نوشته های"من و ساناز" "میگویند:شیشه ها احساس ندارند...اما وقتی روی شیشه بخار گرفته ای نوشتم:دوستت دارم...آرام گریست"
مرا اينگونه باور کن ...
کمي تنها کمي بي کس کمي از يادها رفته خدا هم ترک ما کرده خدا ديگر کجا رفته؟ نمي دانم مرا آيا گناهي هست؟ که شايد هم به جرم آن غريبي و جدايي هست...
کمي تنها کمي بي کس
کمي از يادها رفته
خدا هم ترک ما کرده
خدا ديگر کجا رفته؟
نمي دانم مرا آيا گناهي هست؟
که شايد هم به جرم آن غريبي و جدايي هست...
یکشنبه 1387/08/12 |
من... امیر مسعود:یه پسر با خیالات واهی...این وب را واسه دلتگی هام باز کردم...هر چیز که در نظرم زیبا جلوه کنه"مینویسم... دوست عزیزم ساناز هم در نوشتن مطالب به من کمک میکنه...دوستون دارم و اینکه...ماهی و گل غریب میمیرند... amir.bahman68@yahoo.com
مطالب اخير
غفلت...
شبی در حال مستی...
دوستت دارم...
تورا...
لبخند
روی خوش طعم غرورت...
بازم دلم گرفته...
به تو می اندیشم"
آینه
آرشيو مطالب
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
نويسندگان
امیر مسعود
ساناز
پیوند ها
امکانات جانبی
RSS 2.0
طراح قالب
Weblog Themes By Blog Skin